تبليغاتX
وبلاگ من

آدمیزاد هم یه تحملی داره

www.kutefun.com

سلااااااااااام

بالاخره انتخاب واحد کردیم

البته نکردیم. خودشون ۱۶ واحد دادن بهمون.

کلاسای دانشگاه و کلاس زبانم هم با هم تداخل داره

دعا کنین بتونم درستش کنم(لطفا)

راستیییییییییییییی

آهنگ وبلاگم رو عوض کردم.

کلیپ همین آهنگ را هم گذاشتم که پایین صفحه وبلاگ می تونین ببینینش.

از یابنده اصلی این کلیپ (آبجی جونم) هم خیلی ممنونم

یه مطلب طنز هم براتون گذاشتم

امیدوارم خوشتون بیاد

آدميزاد هم يه تحملي داره!

 

اگه يه بار همه 20 واحد رو توي يه ترم افتادين! ......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99 مشروط كردن! ......... خوب شده ديگه
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم! ......... بگه
اگه يه دفعه هارد 60 گيگابايت شما هاپولي هاپو شده! ......... پيش مياد ديگه
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه! ......... ببازه
اگه سر مراسم خواستگاري، همونجا، عروس خانوم گفت نه! ......... ايشاالله خوشبخت بشه
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما! ......... مسئله اي نيست
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6، ساعت 7 رفتين سر كار! ......... دقيقاً رفتين سر كار
اگه كفشي كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن! ......... تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين! ......... مباركه، عروسي رو كه نمي شه نرفت
اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين! ......... اينجوري هم يه صفايي داره
اگه توي انتخاب واحد به شما 13 واحد بيشتر نرسيده! ......... حتماً حكمتي توي اون بوده
اگه بعد از 3 ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعتي 500 تومن وصل شده بودين! ......... مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن! ......... لبخند بزنين
اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين! ......... خودتون رو نبازين
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده! ......... عيبي نداره بابا
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا " كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد، شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد، خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد! ......... نه! اين يكي رو شرمنده، آدميزاد هم يه تحملي داره!


 

نوشته شده توسط من در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 14:12 موضوع | لینک ثابت


تست استرس

سلام.

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟

منم بد نیستم ممنون.

اگه گفتین فردا چه روزیه؟؟؟؟

...

...

...

...

...

...

...

فردا من انتخاب وااااااااااااااااااااحد دارم

آره دیگه منم میرم دانشگاه

البته بنده الان بی احساس بی احساسم

حتی اصلا دلم نمی خواد برم دانشگاه

چون خیلی بدشانسی آوردم واقعا روزای خیلی بدی بود خیلی بد.

حالا دیگه بسه ننه من غریبم بازی( عجب اصطلاحیه موندم کی اختراعش کرده)

یه تست جالب ببینین

 

تست استرس

 

مطمئن نیستم چطوری کار می کند ولی به صورت خارق العاده ای دقیق است. قبل از اینکه به عکس نگاه کنید توضیحات را به طور کامل بخوانید.

عکس زیر حاوی 2 دلفین کاملاً متشابه می باشد که در مطالعات روی سطوح استرس در بیمارستان St. Mary استفاده می شود.
به هر دو دلفین که از آب بیرون پریده اند نگاه کنید. هر دو دلفین کاملا شبیه یکدیگر هستند. یک مطالعه دقیق نشان داده که عليرغم اینکه هر دو دلفین شبیه یکدیگر هستند شخصی که استرس دارد اختلافاتی را بین آنها پیدا خواهد کرد.
هر چه فرد اختلافات بیشتری را بین این دو دلفین پیدا کند تحت استرس بیشتری قرار دارد.
اکنون به عکس نگاه کنید و اگر شما بیش از 2 اختلاف بین دو دلفین پیدا کردید نیاز به مرخصی دارید.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

نیازی به پاسخ نیست من خودم به مرخصی خواهم رفت. هرگز زندگی را اینقدر جدی نگیرید، هیچ کس از آن زنده خارج نخواهد شد!

حالا از شوخی بگذریم

یه مطلب جالب علمی ببینین

 

 

تشخيص ضربه مغزي با سه سؤال ساده

 

( این داستان واقعی است )
در یک بعد از ظهر آفتابی در یک پیک‌نیک دوستانه, یکی از خانمها به نام اینگرید به طور ناگهانی پایش بر روی سنگی لغزیده و به زمین خورد. وی بلافاصله از زمین برخاست و به همه اطمینان داد که حالش خوب است و طوری نشده و فقط به خاطر کفش جدیدش پایش بر روی سنگ کوچکی لغزیده است. اطرافیان به وی کمک کردند تا لباسها و دست و صورتش را تمیز کند و از مابقی روز لذت ببرد. حال اینگرید در ظاهر خوب بود و فقط کمی شوک زده به نظر می‌رسید. اما غروب همان روز همسر اینگرید اطلاع داد که اینگرید حالش بد شده و در ساعت 6 بعدازظهر به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان از دنیا رفته است.

اینگرید در اثر ضربه‌ای که در پیک‌نیک به وی وارد شده بود دچار ضربه مغزی شده بود. اگر در میان مهمانان فردی وجود داشت که می‌توانست علائم اولیه ضربه مغزی را شناسایی کند احتمالا اینگرید الان زنده بود. پس لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و ادامه مطلب را مطالعه کنید:

روش تشخیص ضربه مغزی:
پزشکان معتقدند اگر فردی که دچار ضربه مغزی شده است ظرف 3 ساعت به بیمارستان منتقل شود آنها می‌توانند عوارض این ضربه را به طور کامل از بین ببرند. ولی تشخیص این حادثه و رساندن مصدوم به بیمارستان ظرف 3 ساعت کار مشکلی است چون در حالت عادی چند ساعتی طول می‌کشد تا عوارض این ضربه خود را نشان دهد. متاسفانه ممکن است فرد دچار صدمات جدی در ناحیه مغز شده باشد در حالی که اطرافیان اصلا متوجه هیچ علامت یا نشانه‌ای نشوند. به همین منظور پزشکان توصیه می‌کنند که در چنین شرایطی این سه پرسش ساده را در ذهن بسپارید و در اولین فرصت از مصدوم بپرسید:

1. از مصدوم بخواهید که لبخند بزند.

2. از وی بخواهید که هر دو دست خود را از بازو کاملا بلند کند.

3. از مصدوم بخواهید که یک جمله ساده و مرتبط با زمان و شرایط اطراف خود بسازد. (مثلا امروز هوا آفتابی است.)

اگر مصدوم در پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعا مصدوم را به بیمارستان برسانید. بعد از اینکه تشخیص داده شد که افراد غیرمتخصص نیز تنها با این سه پرسش می‌توانند به ضعف عضلات صورت، مشکل در حرکت بازوها و یا مشکل در تکلم پی برده و با انتقال سریع مصدوم به مراکز درمانی از مرگ مصدوم جلوگیری کنند از عموم مردم خواسته شد که این سه پرسش را به خاطر سپرده و در موقع لزوم از آن استفاده نمایند.

لطفا این مطلب را برای تمام دوستان و اطرافیان خود بفرستید. شاید با این کار بتوانید از مرگ یکی از دوستان یا اطرافیان خود جلوگیری کرده و زندگی وی را نجات دهید.

پ ن۱: ۴ شنبه امتحان فاینال زبان دارم. برام دعا کنین که خوب بدم .

پ ن ۲: من رشته نرم افزار کامپیوتر کاردانی پیوسته دانشگاه آزاد می خونم(یعنی قراره بخونم)

پ ن ۳:

امروز رفته بودم واسه انتخاب واحد اما دماغ سوخته برگشتیم. دیروز که رفته بودیم تو برد زده بودن کاردانی پیوسته کامپیوتر ورودی ۸۵ روز ۱۹ شهریور از ساعت ۸ تا ۱۲ انتخاب واحد دارن. اما امروز که رفتیم دیدیم یه کاغذ زیرش زدن که انتخاب واحد ورودی های ۸۵( ترم اول)۲۴ شهریور می باشد. یعنی امروز انتخاب واحد ورودی های مهر بود و ۲۴ ورودی های بهمن. خیلی حال گیری شد. چون من کلی واسه کلاس زبانم برنامه ریخته بودم. فکر می کردم با خیال راحت انتخاب واحد انجام میشه و روز و ساعت کلاسام مشخص و بعد با خیال راحت روز و ساعت ترم جدید کلاس زبانمو انتخاب میکنم که ثبت نامش ۲۲ هست. اما اینجوری من مجبورم یه روزی رو به دلخواه واسه زبان مشخص کنم و بعد امکان تداخل کلاس های دانشگاهو کانون زبان خیلی زیاده. اون موقع مجبور میشم از کانون انصراف بدم و بعدها اگه خواستم دوباره بیام کانون باید همه اون مراحل ثبت نام شامل: لیست انتظار و آزمون تعیین سطح و مصاحبه رو بگذرونیم . و هیچ راه دیگه ای هم وجود نداره .

چرا این همه من بدشانسی میااااااااااااااااارم؟؟؟

بیچاره اونایی که قراره با من همکلاس بشن. به میمنت حضور من از بدشانسی هایی که نصیب من میشه فیض می برن.

 

 



 

نوشته شده توسط من در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت 18:53 موضوع | لینک ثابت


یه داستان کوتاه

سلام.

برای این پست یه داستان در نظر گرفتم .

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر فراموش نشه

خدا را ببین

خدا را می توانی ببینی؟

پسر بچه ای از خواهر بزرگترش پرسید: « آیا کسی واقعا می تواند خدا را ببیند؟» خواهرش که مشغول انجام دادن کاری بود با تندی پاسخ داد:

«البته که نه نادان! خدا آن بالا در آسمان هاست . هیچ کس نمی تواند او را ببیند.»

مدتی گذشت. پسربچه سوال خود را از مادرش پرسید: « مامان! آیا کسی تا به حال خدا را دیده است؟» مادر با مهربانی پاسخ داد: « نه پسرم! خدا در قلب های ما آدم هاست اما هرگز نمی توانیم او را ببینیم.»

پسربچه تا حدودی راضی شد. اما هنوز کنجکاو بود.

اندکی پس از آن پدربزرگ مهربانش او را برای ماهیگیری به سفر برد.

آنها مدت زیادی را با یکدیگر بودند. روزی خورشید با شکوهی وصف ناپذیردر برابر دیدگان آنها غروب می کرد. پسربچه دید صورت پدربزرگش سرشاراز مهربانی و آرامش خاطر است. او اندکی فکر کرد و سرانجام با دودلی پرسید: «بابابزرگ من ... من قصد نداشتم که دیگر این سوال را از کسی بپرسم. اما مدت زیادی است که به آن فکر میکنم. اگر جواب آن را به من بدهی خیلی خوشحال می شوم. آیا کسی ... آیا کسی واقعا توانسته خدا را ببیند؟»

مدتی گذشت. پیرمرد همان طور که نگاهش به غروب خورشید بود به نرمی پاسخ داد:

«پسرم من الان به غیر از خدا هیچ چیز دیگری را نمی توانم ببینم.»

 


 

نوشته شده توسط من در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 17:34 موضوع | لینک ثابت


یک تست بصری

سلاااااااااام

بعد از یه هفته پست جدید

نمی دونم چرا ان قدر تنبل شدم توی پست زدن

خب دیگه بسه

یه email خیلی خیلی جالب عمو جون برام فرستادند که میزارم اینجا شما هم بخونین

بازم میگم خیلی جالبه

عمو جون ممنون

 

Subject: Very Interesting Visual Test: Dancing Lady

Please look at the following animated GIF and then scroll down to read the explanation

موضوع : یک تست خیلی جالب بصری : خانمی که می رقصد

لطفا به این تصویر متحرک نگاه کنید و سپس توضیحاتی را که در ادامه آمده است بخوانید

 

به کدوم سمت می چرخه ؟

 

Scroll Down
 
لطفا بروید پایین
 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 
If you see this lady turning in clockwise you are using your right brain
اگر حس می کنید که این خانم در جهت عقربه های ساعت می چرخد، شما از نیمکره ی سمت راست مغزتان فرمان می گیرید
If you see it the other way, you are using left brain
اگر حس می کنید که در جهت مخالف می چرخد، شما از نیمکره ی سمت چپ مغزتان فرمان می گیرید
Some people do see both ways, but most people see it only one way
 
بعضی افراد می توانند تشخیص دهند که در هر دو جهت می چرخد ، ولی بیشتر افراد فقط چرخش در یک جهت را حس می کنند
If you try to see it the other way and if you do see, your IQ is above 160 which is almost a genius. THIS IS NOT A JOKE. BOTH DIRECTIONS CAN BE SEEN.

اگر سعی کردید که حس کنید در جهت مخالف می چرخد و موفق شدید ( یعنی در ذهن توانستید جهت چرخش را عوض کنید ) ، ضریب هوشی شما بالای ۱۶۰ می باشد یعنی شما دارای هوش بالایی هستید. این سرکاری نیست و مبنای علمی دارد. چرخش در هر دو جهت قابل تشخیص است.

جالب بود؟

نظر یادتون نره هاااااااا

 


 

نوشته شده توسط من در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 18:51 موضوع | لینک ثابت


Sudoku Puzzles by SudokuPuzz